خرید بک لینک
image سلام من فاطمه هستم مدیراین وب دخملونه خیلی خوشحالم که اینجاروانتخاب کردیداگه خواستیدکپی کنیدباذکرمنبع لطفا...نظرخصوصی اصلا...نظریادتون نره ها

برچسب: پاییز, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:06

مابه هم نمي رسيم...!!امّابهترين غريبه ات مي مانمکه تو راهميشه دوست خواهد داشت . . یه وقتایی که دلت گرفته . . . بغض داری, آروم نیستی ,دلت براش تنگ شده. . . حوصله ی هیچکس رو نداری! به یاد اون لحظه ای بیوفت که بی قراری هاتو دید اما چشماشو بست و رفت . . . بعضی وقتا ” دردات ” انقدشخصی میشن . . . که دیگه حتی باخودتم حرفشون رونمیزنی. . . این روزها ، ” بغض ” دارم ، ” گریه ” دارم ، تا دلت ب

برچسب: بدون, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:06

image سلام من فاطمه هستم مدیراین وب دخملونه خیلی خوشحالم که اینجاروانتخاب کردیداگه خواستیدکپی کنیدباذکرمنبع لطفا...نظرخصوصی اصلا...نظریادتون نره ها

برچسب: هایت, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:06

بهترین روز زندگی من روزیست ،،
که تو در میان ناباوری ها می آیی ..
کنارم می نشینی و دستم را می گیری ،،
و آرام زمزمه می کنی ،،
“دوستت دارم” ..

برچسب: دوستت,دارم, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:06

image سلام من فاطمه هستم مدیراین وب دخملونه خیلی خوشحالم که اینجاروانتخاب کردیداگه خواستیدکپی کنیدباذکرمنبع لطفا...نظرخصوصی اصلا...نظریادتون نره ها

برچسب: مرسی, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:06

روزی معلمی به شاگردانش می گوید فردا انشا داریم و باید انشا بنویسید پسری بود رفت و به پدرش گفت برای من انشا بگو پدر داشت نماز می خوند گفت بسم الله الرحمن الرحیم پسر اون رو نوشت رف به مادرش گفت مامان به من انشا بگو مادر داشت ناهار درست می کرد گف حرف نزن باقابلمه می زنم روی سرت اون رو نوشت رف به خواهرش گفت به من انشا بگو خواهرش داشت ترانه می خوند گفت تو برو منم میام اون رو هم نوشت رفت به برادرش گف به

برچسب: بخونیینش, نویسنده: غزل احمدپور تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 9:25

صفحه بندی